سلام با عشق
معجزه آگاهي
اين عامل رواني آگاهي بسيار ساده و بدون هيجان است. فقط از آنچه انجام مي دهيد، مي گوييد يا فکر مي کنيد آگاه باشيد. فقط در زمان حال باقي بمانيد. اينکار چقدر غير تخيلي است؟ با اين حال اين عامل آگاهي مي تواند تحولي در زندگي شما ايجاد نمايد. برخي اوقات ساده ترين چيز مي تواند موثرترين و قدرتمندترين ابزار در اعمال دگرگوني و تغيير در ما مي باشد. بمانند اينکه پاسخ درست اينجا چشمان ما را خيره نموده است اما ما هرگز آنرا نمي ديديم زيرا ما هرگز انتظار نداشتيم که اينگونه ساده يا دنيوي باشد، ما منتظر چيزي بمراتب پيچيده تر، عجيب و غريب تر يا اسرارآميزتر بوديم. با اينحال تمام آنچه که ما نياز داريم فقط آگاهي آشکار است، فقط يک حضور ساده ذهن. چه عجيب است که ساده ترين راه حلها گاهي اوقات ناديده گرفته مي شوند.
آگاهي چيزي است که بايد در هر زمان و هر جا تمرين شود، اين چيزي است که آنرا منحصر بفرد ساخته است. در هر زماني شما مي توانيد مکث نموده و آگاهي هشيارانه را از آنچه انجام مي دهيد، مي گوييد يا فکر مي کنيد، برقرار سازيد. اگر آن يک تفکر، يک حالت ذهني يا يک عمل فيزيکي باشد، يک يا چند تاي اين وضعيتها مي تواند در هر لحظه رعايت گردد. تنها قرار دادن خود در معرض خيرگي آگاهي مي تواند تحولي بزرگ در شما به ارمغان آورد. همانگونه که معلمان قديمي مي گفتند: به درون بنگريد و در آنجا شما پاسخ را خواهيد يافت. به راستي، پاسخ در دون واقع شده و نه در برون.پيشگفتار
متفکر بودن کار دشواري نيست. دشواري در ياد آوري اينکه متفکر باشيد مي باشد زيرا ما همواره،دوباره و دوباره، در حال فراموشي مي باشيم. اما اگر باري ما به تمرينات ادامه داده و سعي در يادآوري داشته باشيم، ما بيشتر و بيشتر در ميابيم که آگاهي ما خود باز مي گردد، مانند دو بال. آنگاه اينکار بمرور ساده تر و ساده تر مي گردد. ما دقيقا نمي توانيم کمکي نماييم اما بيشتر و بيشتر متفکر مي شويم. به بياني ديگر ما عادت جديدي را ايجاد نموده ايم؛ عادت متفکر بودن، ما عادت قبلي قديمي بي فکري و فکر نکردن را با آگاهي يا هشياري جايگزين نموده ايم. چه شگفت انگيز، قادر بودن به آگاهي طبيعي!
سپس اين براي ما فقط تمرين آگاهي نيست بلکه همچنين مهرباني نيز مي باشد. در هر لحظه ما امواج حسن نيت را به سوي تمامي موجودات مي تابانيم. امکان دارد من/تو/او/آنها همگي شاد باشند! حتي يکنفر نيز ار اين قاعده مستثني نيست و هر کسي شامل اين مسئله مي باشد. و فقط ملاحظه نماييد که چه ترکيب قدرتمند و شگرفي است؛ آگاهي و مهرباني. با اين رويکرد دو جانبه زندگي شما هرگز مانند سابق نخواهد گرديد. در مورد معجزه دوگانه بودا صحبت مي کرديد، همين است. عاقبت موثرتر از فقط نمايشي از قدرت روحيمي باشد.در نهايت، آنچه باقي مانده است توام نمودن اين روش در هر وجه از زندگي شما مي باشد. بعنوان مثال، براي برگرداندن انديشه هاي عاشقانه و حسن نيت به محاوره و کردار. چگونه تجسمي از عشق، مهرباني و خرد گرديم. مهرباني در چشمان شما، در چهره شما، در لبخند شما، در سلام گرم شما. مهرباني که از تمامي وجود شما بيرون مي تراود و همراه با خردي ملايم و عميق است که درک مي کند که همه موجودات به دنبال عشق و شادي هستند و از درد و رنج اجتناب مي نمايند.
مهمترين سه چيز
مهمترين سه چيز در زندگي عشق، مهرباني و خرد است. اگر ما اين سه ارزش را اولويتهاي زندگي خود قرار دهيم، آنگاه زندگي ما زندگي خوبي خواهد شد. وقتي ما مي ميريم، وقتي به عقب مي نگريم مي توانيم فقط شادي داشته باشيم و نه پشيماني. ثروت، شهرت، قدرت، موقعيت، موفقيتها و لذتهاي دنيوي همه در مقابل عشق، مهرباني و خرد ناچيز هستند.بذر اين 3 ارزش را بکاريد. اگر زندگي خود را در کاشتن اين سه صرف کنيد، تولد و زندگي ما ارزنده خواهد بود؛ و هرگز به هدر نخواهد رفت.
آگاهي راه رهايي است(بودا)سلام باعشق
آيا هر گاه تلفن زنگ مي زند، عادت به پريدن براي پاسخ دادن را داريد؟ آيا وقتي به تلفن مي رسيد کمي تنش زده، هيجانزده، برانگيخته، عصبي، نگران، پريشان، غير متمرکز، حواس پرت، متفکر درباره چيزي، پريشان خيال، يا هر چه ديگر مي باشيد؟
ديگر خيز برنداريد. چرا راهي آرامش بخش تر، سودمند تر و پر معناتر را براي پاسخگويي به تلفن آزمايش نمي کنيد؟ چرا راه آگاهي و مهرباني را انتخاب نمي کنيد؟اين کاريست که بايد انجام دهيد: دفعه بعد که تلفن زنگ زد، براي برداشتن آن فورا هجوم نبريد. آرام باشيد، خونسرد باشيد. به زمان حال بازگرديد. بگذاريد تلفن کمي بيشتر زنگ بزند. نکته هجوم آوردن چيست؟ البته خوب است که براي شخصي که در سوي ديگر است کمي روند کار را کند نماييم تا او را با خود وصل نماييم، تا آرام گرديده و به تنفس خود يا زمان حال بازگرديم. بودا دريافته بود که تمامي ما نياز به کند نمودن روند امور، بيش از کمي داريم، با در نظر گرفتن اينکه ما حقيقتا اينروزها خيلي سريع شده ايم، از کنترل خارج گرديده و به سوي ويراني روحي و جسمي پيش مي رويم.
بنابراين، صداي زنگ تلفن را با اين تذکر ذهني تاييد کنيد که "مي شنوم، مي شنوم". سپس مهرباني را به شخصي که در سوي ديگر است بتابانيد. فکر کنيد: امکان دارد اين شخص هر آنکه هست، خوب و شاد باشد. امکان دارد او بدور از مضرات و خطرها باشد، فارغ از رنج ذهني، فارغ از رنج جسمي، و قادر است با شادماني از خود محافظت نمايد. در اين خطوط انديشه نماييد. افکار عاشقانه مهرباني و آرزوهاي نيک را به سوي آن شخص بفرستيد. تصور نماييد که افکار شما در آسمان پرواز نموده و درست به سمت آن شخص مي روند حتي اگر هنوز نمي دانيد آن شخص چه کسي ممکنست باشد.
سپس در حالي که امواج خيرخواهي را ارسال مي کنيد، درباره قصد خود براي برداشتن تلفن هشيار باشيد. هشيار باشيد همچنانکه دست خود را دراز مي کنيد، و همچنانکه دست شما گوشي را بلند کرده و به سمت گوش شما مي برد. هشيار باشيد از حس تماس بين گوشي و گوش شما، حس سختي يا فشار، وقتي گوشي را به گوش خود مي فشاريد.
کاملا هشيار و جذب شده باشيد. با تمام وجود در اين لحظه پاسخ دهي به تلفن حاضر باشيد. هر چيز ديگري که در انديشه داريد رها کنيد – تمام افکار و نقشه ها، که به نوعي افکار خارجي هستند. با تمام وجود براي شخصي که در آنسوي خط است حاضر باشيد. اين،در حقيقت هديه شما به آن شخص است – امواج ذهني آرزوهاي خير که شما به او مي فرستيد و حضور و توجه کامل شما . او چه چيز بيشتري مي تواند بخواهد؟ آيا او يک تماس گيرنده خوش شانس نيست؟
بگوييد "سلام"، و با تمام وجود وقتي سلام ميکنيد حاضر باشيد. هر چيزي که شما به طور طبيعي فرض مي کنيد که بايد گفته شود بگوييد، از قبيل "صبح بخير... بله، مي توانم به شما کمک کنم؟" با تمام وجود در مکالمه خود غرق شويد. توجه خود را با افکار خارجي منحرف نسازيد. متمرکز و دقيق، اما آرام باشيد. از اعماق قلب خود سخن بگوييد. به نرمي، با مهرباني، به آرامي، صادقانه و با خلوص سخن بگوييد.
